همیشه از هر تاریخی یکسال باید بگذره تا ما جشن ِ اونو بگیریم . امروز هم یکسال از تاریخی که این وبلاگ رو راه انداختیم میگذره . اونروزها هر دو ما در بحران روحی بِسَر می بردیم که شاید این وب تونست تا مقداری ما رو اروم کنه حداقل برای من که اینطور بوده پس ارزش اینو داره که تو این روز تولدش رو بگیریم.
همیشه فکر می کنم که این وب تونسته تا حدود زیادی من رو تخلیه کنه و حرفهایی که نتونستم بزنم رو نوشتم و چقدر هم تاثیر داشته .
روز اولی که مصطفی پیشنهاد داد که بیا یه وبلاگ طراحی کنیم و به تشویق اون بود که این کار رو انجام دادیم و بهم قول دادیم تا هروقت که تونستیم هر روز اینجا باشیم ولی خوب همیشه دست ِ مشکلات از خواسنه هامون قویتر بوده و این باعث شده وبلاگمون مثل اون اوایل نباشه ولی من همیشه دوسش دارم و هیچوقت اینجارو با کسایی که بودن فراموش نمی کنم دوستایی مثل بوتیمار عزیزم که از روز اول بوده و هنوزم هست، هجرانم که همیشه حرفهای دل منو می نویسه ، الیاد عزیز که چند وقتیه با وب زیباش آشنا شدم ، سفیر مهربان که همیشه با بودنش باعث دلگرمیه و حضرت عشق که حضورش همیشه افتخاره و سجاد از سکوت شبانه که به من خیلی کمک کرد خیلی های دیگه که اومدن و رفتن و هستن ...
و از همه مهمتر مصطفی که باعث و بانی بوجود اومدن این وبلاگ بوده و بودنش در اینجا باعث پیشرفت و ترقی این وبلاگ شده و هروقت خواستم که مطلبی رو آپ کنم تصویری از اون در نوشته هام بوده و مثل اون موقع ها که قول داده همیشه باشه هست و بودنش رو خواهانم ...
اینجا همیشه یه بوی ِ خاص میده ، از اینجا بوی عشق را استشمام کردم که شاید هیچ وقت و هیچ کس نتونه درکش کنه چیزی که در من بوجود اومد و از بین نمیره ...
دلم میخواد اولین آهنگی که اینجا گذاشتم رو دوباره اینجا بذارم امیدوارم منو ببخشید
از همه بخاطر همه چیز ممنونم ...
پی نوشت ۱: اولین مطلبی که اینجا آپ شد تکه های شکسته من بود اونم به انتخاب مصطفی
پی نوشت ۲ : اولین آهنگی که رو متن گذاشتم فریاد استاد محمدرضا شجریان بود اونم بخاطر مصطفی